سه شنبه پانزدهم آبان 1386
عاقبـت عشقت مرا بی خانمان خواهد نــمود
یا به منزل می رسم یاخسته از رکع و سجود
من به عقلم کی رسد کین راه باشد راه عاشقی
چو نکه پرفتنه است و می باشد هزار و یک حسود
من نیم آن رهرو عشقی که داند راز و رمز عاشقی
پس عطا کن شربتی ازعشقت ای صاحب وجود
گرچه دانـــم من نباشم لایق جـام الست
یا نباشم بـرده ای ازبهر تو پرنفــع و سود
لیکن اررنجانی ام هرگز نگـــردم نا امید
چونـکه باشد نام تو ای عشق من رب الـودود
دوستان شاعر عیب های این شعر رابگویید تامن کارم بهترشود
ممنون همه ی عزیزانم هستم .امید
نوشته شده توسط امید در ساعت | لینک
|

غروب جاده
هدیه به تو که عزیزی
عشق آتشی سوزان برای همه
روستا و صفایش