تبليغاتX
عشق - انتظار

بازهم میروم با اشک خود تنهای تنها میشوم         

یا به ساحل میرســــم یا غرق اشکهامیشوم

یارفیقـان نا رفیقند یا که من دیوانـــــــــه ام         

این جهان را محرمی نیست، یا که من بیگانه ام؟

خانه ساختم بهر دل آن خانه هم ویرانه شــد           

چون برفت او ازکنارم این دلم دیوانه شد 

باخودم میگویم و امیدها دارم هزار          

شاید او آید، به پایان میرسد این انتظار

 آدمی کیست ای عزیز غیر از دل و یک روح و تن؟    

چونکه عشق بر دل نهی  آزاد گردد روح وتن

 تقدیم به همه ی عاشقان واقعی به خصوص دوست عزیز وخوبم معین وهمه ی عزیزانی که دوستشون دارم نیازمند وگدای قلب پاکتون هستم....امید

 

نوشته شده توسط امید در ساعت  | لینک  |